![]() |
![]() |
|
| Dreams as if you'll live forever, live as if you'll die today |
|
قطعه اي از پروين در تعزيت پدر
پدر ان تيشه كه بر خاك تو زد دست اجل .....تيشه اي بود كه شد باعث ويراني من يوسفت نام نهادند به گرگت دادند ......مرگ ، گرگ تو شد، يوسف كنعاني من مه گردون ادب بودي و در خاك شدي ......خاك ، زندان تو گشت ، اي مه زنداني من از ندانستن من ، دزد قضا اگاه بود .......چو تو را برد ، بخنديد به ناداني من ان كه در زير زمين ، داد سر و سامانت .........كاش ميخورد غم بي سر و ساماني من بسر خاك تو رفتم ، خط پاكش خواندم ..........اه از اين خط كه نوشتند به پيشاني من رفتي و روز مرا تيره تر از شب كردي ........بي تو در ظلمتم ، اي ديده نوراني من بي تو اشك و غم و حسرت همه مهمان منند....قدمي رنجه كن از مهر ، به مهماني من صفحه ي روي ز انظار ، نهان ميدارم.........تا نخوانند بر اين صفحه ، پريشاني من دهر، بسيار چو من سر بگريبان ديده است ..چه تفاوت كندش ، سر به گريباني من عضو جمعيت حق گشتي و ديگر نخوري ...غم تنهايي و مهجوري و حيراني من گل و ريحان كدامين چمنت بنمودند .....كه شكستي قفس ، اي مرغ گلستاني من من كه قدر گهر پاك تو ميدانستم ..........ز چه مفقود شدي ، اي گهر كاني من من كه اب تو ز سرچشمه دل مي دادم ..اب و رنگت چه شد، اي لاله ي نعماني من من يكي مرغ غزل خوان تو بودم ، چه فتاد ...كه دگر گوش نداري به نوا خواني من گنج خود خوانديم و رفتي و بگذاشتيم ......اي عجب ، بعد تو با كيست نگهباني من !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:9 توسط jaymz |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
معجزه ی عشق... siml live-is-life wherever i may roam sina محمد هیچ کی نمیتونه بفهمه که چرا چشام چرا خیسه خیسه |
|
RSS
|